پروردگار من سلام

خدای من سلام و عرض ادب

شرمنده ام بسیار از بی ادبی های فراوان در محضر زنده ی تو..خیلی خجالت می کشم وقتی یادم می آید همه

ی آن چه که گفته ام و کرده ام به تمام و کمال دیده ای... پروردگار مریم دیروز دوندگی های زیادی کردم برای

تدریس..هرچند خودشان خواسته بودند ولی کارهای اداری اش خیلی بود..دیگه پاهایم جلو نمی رفت خیلی

خسته شده بودم..خیلی..

خدای من به من بیاموز صبر را..پایداری را..به من بیاموز بعد از هر سختی آسانیست..تا نزدیک ترین کسانم را

رنجیده خاطر نکنم..پروردگارا افسار زبان مرا به دست بگیر..عجیب در درگاه تو آبروریزی راه انداخته است خدا...

زبانم گوشت کوچکیست ولی زوری دارد که به کل هیکل من می چربد...پروردگارا من اظهار ندامتم را با خواری

تمام به محضرت عرضه می دارم..مرا ببخش یا ستار العیوب من..مرا ببخش جبار من..جبران کنم برایم یکه تاز

میدان زندگی من...

مرا لحظه به لحظه کناری بکش تا دوباره یادم بیاید اینجا کجاست و من کجا هستم و تو همه جا...خدایا نگذار زور

دنیا به خاطر خواهی من به  تو بچربد.. نگذار دام و دانه ها وسوسه ام کنند خدا...نگذار کم بیاورم...

خدای مریم مواظبم باش زبانم لال تو را به چیزی و کسی معامله نکنم

خدای مریم... صدایم را می شنوی می دانم..

ای رحمت گسترده..ای پناه مطمئن...من به تو محتاجم..نگذار حواله شوم جای دیگر خدا....