باد خوبی از پنجره ی اتاقم در دانشگاه می وزد.. برکت ترک فلان معصیت را در همه ی ثانیه های شب و روزم می بینم. حس حضوری که خواسته بودم از تو داشته باشم... خط اصلی خاطر تو که می خواستم توی کارهای متنوعم سایه بیندازد و به همه شان معنا بدهد به زندگی ام برگشته است. باز هم طلب عفو می کنم و تو را به اندازه ی همه ی اوقاتی که نفس کشیده و می کشم شکر.....