نمی دانم چرا دلم می خواهد کمی با ذهن اسیرم درددل کنم

عزیزم. آزاد می شوی. من تو را از چنگال اختاپوس درونم نجات می دهم.. تو هم کمکم کن.. قدر خودت تلاش کن.

اصل وجودت را تقویت کن

اول که خوراک بعد هم که خوراک سالم..

خودم را می گویم.

این بار ولی خود واقعی ام را. اصل وجودم را. بعد ملکوتی درونم را می گویم..

استادم می گفت روزی چند دقیقه به تنفست متوجه شو.. برای اینکه از افکارت و خود دروغین و اعتباری سی و هشت ساله ات فاصله بگیری و چند ثانیه ای به خودت برگردی.

یا به دستانت 5 دقیقه توجه کن.. گاهی به قدم هایت..

به قدر چند ثانیه ای در ساعات روز خود واقعی ات را تغذیه کن.. فعلا برای تو کافیست... بزرگ می شوی همینطوری کم کم... راه می افتی... دور دست نیست.

یک قلق برای مچ گیری از دشمن درونی

مشاهده افکار

در طول روز چندباری باید بروی با احترام روی مبلی، گوشه ای جایی خلوت بنشینی و کمی دورتر،خودت را تماشا کنی.

اینکه در چه هواییست. دارد توی چه افکاری پرت می شود. ذهنش که به اسیری دشمن درونش رفته در حال پمپاز کدام نگرانی ها، ترسها، غم ها، قضاوت هاست...

ریز و کامل نگاه کنی.

بعد از روی مبل به آرامی بلند شوی و به زندگی اکنونت برگردی...

سناریوهای زیادی، فیلمهای پر سکانس فراوانی در طول شبانه روز توسط ذهن کژکار ما ساخته می شوند.

باید تیترش را ببینیم. بعد هم بزنیم کانال بعدی. نهایتا هم خاموشش کنیم. برویم سراغ لحظات حال و اکنون.

برویم با خود واقعی مان...

بی خودی بودن یا با بیرون بودن مرده بودن است.

بساط وهم و اعتبار را جمع کنی و به خودت برگردی.. به انسان از روح خدا دمیده شده در او.

السلام علینا....

اولا که سلام به پهنای بودنِ همه

سلام به همه ی بودن ها

سلام به بودنِ آدم ها، طبیعت، اشیاء، ملائکه و... سلام به همه ی هستی که همه هست ها و هستی از هستِ اوست. هستی من با هستیِ همه ی هست ها یکیست و هستی همه ی ما از توست..

پس سلام به تو..

سلام که وَسِعَت کل شی هستی...

چقدر زمان می ایستد با چنین نگرشی. آرامش می آید. فکرها میرود..نگرانی ها..

سلام به تو که در خود منی. درون منی..

من با شهامت و صدق تمام آمده ام از درون خودم سلام کنم به تو..

تو بیرون از من نیستی.. دیگر بیرون سرگردان و ناامید و مهجور دنبال تو نمی گردم خدا..

سلام به خودت که درون من از خود توست. وجود من، موجودیت من از توست. طلای درون من از توست.

سلام به تو که دور از من، بیرون از من، در دور دست و از دسترس خارج نیستی....

ممنونم که مخلوقت را خلیفه و نزدیک ساخته ای. ممنونم که انسان آفریدی. ممنونم که مرا آفریدی. ممنونم خدا که خدایی می کنی. انک معنا و خوش به حال ما...