بنظرت چند صباح خیلی نزدیک دیگر که از جسم جدا شدی از تو چه میخواهند؟ با تو چه می ماند؟
کارهایی که بابتشان عجله کردی و روحت را آزردی و دیگران را نیز...
همه را با جا می اندازند پشت سرت.
کارهایی که مقصدت همان دیگران بودند هم فارغ از ظاهرش همه را می اندازند دور.
آدرس های غلط که مسیر خودت نبود هم که نصف یا کل عمرت را برایش گذاشتی باجا می اندازند توی سطل آشغال.
چه می ماند؟
جانت که سوال می پرسند و تو فرسودی!
روحت که سوال های سختی دارد و تو فسردی!
خانواده ات را که فدای اعتباریات خودت و دیگران کردی!
امامت که توی انبوهی از روزمرگی های پر سرعت غیر مفید پر مسئله، کاملا فراموش و گم کردی!
تا دیر نشده فضای آخرالزمان را از این حجم غبار نفس و روزگار خلاص کن که ببینی!!!
ای وای که دیگر چند صباح دیگر هیچ راه بازگشتی نیست
و یک ابدیت بکر در پیش.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۳ ساعت 14:29 توسط مهمان دنیا
|