قرار است مداخله گری من،موقع آمدن هر فکر و خیالی توی سرم باشد. اینطوری که بیدار و گوش به زنگ، بالای ذهنم بایستم و دو چیز را مراقبت کنم؛ یک اینکه در آن رخداد پیش آمده آینده را منفی پیشبینی نکرده باشم. و دوم اینکه فاجعه سازی نکرده باشم.

اگر کرده بودم برگردم به مغزم بگویم عزیز من ممنونم که پیرو اجداد اولیه مان که از خطر فرار می کردند اینطور مراقب منی که خطر نکنم که بترسم تا آسیب نبینم. ممنونم.

ولی امروز و در این لحظه و این ماجرا واقعیت این است که جانور خطرناکی پشت سر من نیست. من نباید بترسم یا فرار کنم یا حس نا امنی بگیرم. با وجود تمام احترامی که برایت قائلم و برایم قائلی اگر اجازه بدهی باید سبک و روتینم را عوض کنم. این یک فکر و اعتبار است و واقعیت چیز دیگری است. اتفاق بدی نمی افتد. اگر زیاد توی ذهنم ولوله کنی هیجانم درگیر می شود.

اگر از فکر نتوانستم جلوی این موضوع را بگیرم یعنی نشد که فکر را تصحیح کنم و فکر جایگزین و کمک کننده بیاورم، از همین هیجان شروع می کنم. هیجان درون من است یا مثل پلنگی خشمگین است که بدو بدو می کند. خیز برداشته است دندان قروچه کرده است.. یا مثل کودک تنها و مظلوم و بغض کرده ایست که یک گوشه زانوی غم بغل کرده است یا مثل یک آدم ترسیده ی ترسیده است یا حتی پر از بپر بپر شادیست...

بهرحال حالا نوبت این هست که من بالای سر تو و بالای سر وجودم مداخله را شروع کنم. این مداخله اکنون فقط دیدن همین هاست. حس کردن همین هاست و رد شدن از همه شان! اینکه آن ها من نیستند آن ها را ببینم تا بلاخره شاهد رفتنشان باشم.. اگر اضطراب باشد کمی غلغل می کند و می پیچد توی وجودم و کم کم رفته است اگر کار به کارش نداشته باشم. و قص علی هذا.... این یکجور تنظیم گری هیجان و احساس است. البته یادم باشد من باید به محض دیدن این ها درست مثل وقتی که فکرم را بیرون از ذهن می دیدم، برای این احساس ها در جسمم ولی باید ابرازشان کنم. دقیق بفهمم کدامشان مهمان وجودم هستند و بگویم من دارم این را تجربه می کنم. مثل وقتی که باید بتوانم بگویم ذهن من دارد چه فکری در این مورد تولید می کند.

کار دیگری که لازم است حمله ی من به کمال طلبی است... مسئولیت ناپذیری این ها برای حال حاضر من است نه برای فرد دیگر در شرایط متفاوت.

آخرین مطلب هم این هست که خودم را محترم و ارزشمند بدارم. برای این خود چه کارها می شود کرد. ردیف کنم. ذهنم را از حصار چند فایل مشخص که این خود توی هیچکدامش نیست خارج کنم.

فعلا همین