خدای عزیزم ماه مضان است من به روال چندین سال هنوز روزه برایم خوب نیست. ولی سحر می خواهم. من رمضان می خواهم. مناجات، مجیر، قدر می خواهم. خدایا مرا بردار ببر توی مسجد این شبها نفسم تازه شود. خدایا سلول هایم حال خوشی ندارن. رنگ و بوی تو را از من طلب می کنند و من دستم خالیست. برایم برسان. بهانه ی بچه و سرما و خواب و فردا و هرچه را از کله ام دور کن. خدایا سبک زندگی مرا زیر و رو کن. دین و عبادت را بگذار وسط وسط این روزمرگی ها. این تسویف را از من غلفتی بکن. عجیب افتاده است توی ساعات و اوقات من. بگذار دین برایم زندگی بسازد. عمرم رفت و دیندار نشدم. دارایم کن.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 11:39 توسط مهمان دنیا
|