پاسخ به یک پست
ساعت از 1 نیمه شب گذشته بود داشتم در سکوت خانه و خواب بودن بچه ها، پشت هم کلیپ های درمان ایده آل گرایی منفی از دکتر محمدحسین فلاح را گوش می کردم و عجب روزی خوشمزه و به موقعی بود که خدا نصیبم کرد...
دکتر بر خلاف روتین رسمی پیام دادنشان در وقت اداری، پیام واتس آپی فرستادند که: تاجزاده توییت کرده:
«جمعیت امروز ایران بیش از 84 میلیون نفر است. کمتر از 11 میلیون (حدود 13 درصد) از رای دهندگان به رفراندوم ج ا در قید حیاتند بیش از 87 درصد شهروندان در انتخاب نظام سیاسی نقش نداشته اند. اگر تعیین سرنوشت حق هر نسل است چگونه می توانند آن را محقق کنند؟»
نوشتم سلام علیکم. جواب بدم؟
نوشتند سلام علیکم. ماییم و عرصه جهاد تبیین.
موضوع خود رساله دکتری من بود برای همین یاد من افتاده بودند. نوشتم چشم فردا صبح یادداشت خلاصه ای می نویسم..
نوشتند: روشن و بی بلا..
الان صبحانه ی بچه ها را داده ام و می خواهم همین جا که گوشه دنج نوشتنی های من است به خاطر خود خود تو.. عمل صالح را مخلصا بفرستم فرشته ها کادوپیچ کنند برایت بیاورند. فقط یک چیزی.. سلیقه ی خودت را می خواهم خدا.. عالم مطلق خودت هستی. بیا با هم بنویسیم...
به اسم خودت... بسم الله
نکته ی اول؛ دقت در تفاوت مهم معنای «جمعیت امروزکشور» در علمِ «جامعه شناسی، جمعیت شناسی و زیست شناختی» با معنای آن در حوزه «مسائل حقوقی و سیاسی» است؛
در اصطلاح جمعیت شناسی و جامعه شناسی بله؛ صرفاً «حیات»، معیار جدایی نسل ها بیان شده است؛ لکن در اصطلاح حقوقی برای نسل های متولد نشده (گذشته و آینده) نیز حقوق و تکالیف متعددی لحاظ گردیده است برای نمونه محیط زیست سالم در نظریه مشورتی سال 1996 دیوان، مقوله ای غیر انتزاعی دانسته شده و ملحوظ و ملحوف در نسل های متولد نشده (فارغ از مسئله ی زمان و حیات و مرگ) اعلام شده است.
پس اساساً تقسیم نسل ها به نسل های گذشته، حال، آینده؛ با شاخص زمان (یعنی حیات و مرگ)، تقارن کامل با مفهوم نسل در مباحث حقوق اساسی و سیاسی ندارد. (بقول گی روشه که جامعه شناس معروف تغییرات اجتماعی است، این تغییرات نسلی حتی تقارن کاملی با خود تحولات اجتماعی هم ندارد و آن ها تنها توضیح دهنده ی سطوحی از تغییرات اجتماعی و سهامدار بخشی از آن هستند)
بنابراین گونه های نسلی که نشانگر تغییر و تبدل و تجدید نسلی هستند، در هیچ کشوری تقارن با تحولات اجتماعی ندارند. چه رسد به تغییرات سیاسی حقوقی، چه بیشتر به تحولات سیاسی حقوقی! به عنوان مثال در کشور آمریکا 4 نسل متفاوت «نسل مدنی، نسل سازگار، نسل آرمانگرا و نهایتاً پس از مرگ همه ی این نسل ها، نسل واکنشی» آمده است ولی این تغییرات اجتماعیِ نسل ها باعث تحول در مبانی و نظام سیاسی حقوقی این کشور در طول همه ی این سالها نشده است. چون اصلا شاخص زمان ملاک و معیار نیست. یا در هلند 5 نوع نسل (نسل قبل از جنگ، نسل آرام، نسل اعتراض، نسل تباه شده و نسل عمل گرایان) نامگذاری شده است؛ لکن تعیین سرنوشت به معنای مورد نظر جناب آقای تاجزاده خروج موضوعی داشته است.
در ایران هم 4 نسل اول تا چهارم تجربه شده است و با وجود تفاوت ها و تغییرات اجتماعی مختلف،آنچه مهم و مطرح است ادامه ی اراده ی تعیین سرنوشت در قالب های رسمی قانون اساسی در ایران و هر کشور دیگریست است که جمهوریت خدشه دار نگردد.
نکته ی بعد در تحلیل عبارت جمعیت موجود یک کشور و ربط اشتباهی آن به تعیین سرنوشت نسل جدید در قالب رفراندومِ اصل نظام، این مسئله هست که جمعیت در حقوق اساسی، «ملت» نامیده می شود که ابژه های فرانسلی یا بینِ نسلی در آن ایجاد «هویت ملی» کرده اند و در طول نسل های متمادی، حضور با ثبات و با دوام و مشترک دارند. در واقع این ابژه ها و مولفه ها، تلفیق و پیوند نسلی ایجاد می کنند و برای همین در کشورها نظام حقوقی سیاسی با دوام است (حاکمیت). در خود علوم اجتماعی به این ابژه ها ابژه های فرا نسلی می گویند. ابژه های فرا نسلی در همه ی رویکردهای نسلی (از توافق نسلی گرفته تا شکاف نسلی و تعامل نسلی) وجود و حضور دارند.
اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی آن اعتباری فرا نسلی است و تعیین سرنوشت در قالب های رسمی مندرج در قانون اساسی پی در پی و فارغ از حضور متفاوت گونه های نسلی (که در جایگاه اجتماعی مستقل خود مهم و معتنابه هستند) در طول این 43 سال، تجلی حقوقی سیاسی پیدا کرده است.
به علاوه کسی مثل کارل مانهایم جامعه شناس معروف و آغازگر مباحث نظری نسل که از نسل به یک موجودیت اجتماعی تعبیر می کند نه یک ضرورت بیولوژیک، معتقد است جایی که حوادث تازه و کمیاب و تغییرات، کند هستند یک نسل مجزا ظاهر نمی شود؛ بلکه فقط هنگامی که چنین حوادثی زیاد و سریع رخ دهند؛ بطوریکه یک گروه نسلی بر حسب آگاهی تاریخی اجتماعی خود متمایز شوند می توان از یک نسل حقیقی صحبت نمود. (روتین ها و مناسک و مناسبت های رسمی و غیر رسمی که متخذ از مبانی نظام ج.ا هستند، نشانگرها و نشانه های خوب وجود یک نسل محتوایی در جمهوری اسلامی ایران است (با وجود هر ابژه ی نسلی و هویت نسلی متفاوت در طول همه ی این سال ها).