در مورد رسالت اصلی، چند روز پیش چیزهایی نوشته بودم. 

خب اولا که آدم در کلیت آدم بودنش رسالت اصلی واحدی دارد و آن کسب صفات است. ولی بصورت شخصی هم هر کسی را بهر کاری ساختند و خلاصه ما زده ایم توی این خط که ما را از بهر چه چیزی ساخته اند و با تکنیکهای مختلفی رسیده ایم به نوشتن!

حالا اینکه ان تکنیکها چه بوده و اینها بگذریم و برسیم به اص مطلب.

ما کمر همت بسته ایم که وارد این گود شویم به اسم موالا علی... ان شالله

این بار حرفه ای ان شالله

برای قدم اول در دوره ی مطمئنی انشالله ثبت نام فرمودیم به اسم نویسندگی خلاق از شنبه شروع می شود و خب طبیعتا من یک سوال مهم دارم و آن اینکه رابطه ی نوشتن با داستان نویسی چه نوع رابطه ایست.. و از این ها هم که بگذریم کمی ذوق دارم... بیشتر!

خودم هم باورم نمی شود که این بار از نقاط ضعفم نه تنها استرس ندارم که بسیار خوشحالم چون کسب آن را دوست می دارم... بماند این هم..

خدایا آمدم مثل همیشه که کار بزرگ برایم سرآغازش و نیتش و اخلاصش بسیار مهمتر از خود کار است، با تو خلوت کنم

آمدم بگویم همه ی آن شیطنت هایم به کنار، من نوشتن را بخاطر فطرتم دوست دارم. بخاطر خلوت با تو و داده هایت. بخاطر انسی که آن لحظه با هستی و حقیقت پیدا می کنم. من نوشتن را بخاطر تو دوست دارم. برایم همان نی و نای مولاناست که از هجران می نوازد.. می گرید درونش.. من نوشن را سخن گفتن با تو می دانم.. خلوت و سکوت و تنهایی و انس و ارتباطش را دوست دارم.. فقط فقط فقط برای خود خود خود تو.....

قلم من که از آن توست برای خودت روانش کن.. برای خودت جوهرش را تر نگه دار.. قوه تخیل و خلاقیتم را جولان ذهنم را همه اش را از من در راه خودت قبول کن و تطهیر نما. خدایا نوشتن را همچون عمل صالحی از من بپذیر و باقیات صالحات خودم و اجدادم و نسلم قرار ده. خدایا مسیر سعادتش را با سلامت هموار نما و در آغوش تعلیمات خودت بزرگش کن..

من هنور بطور حرفه ای کارم را شروع نکرده ام ولی همه اش را تقدیم می کنم به آستان مقدس جلال و جبروتت با عشق.....