یک بنده خدای مهمی در زندگی من چیزی گفت که هنوز دلم دارد می لرزد.... و انقدری برایم نسخه اش شفا بخش بود و انقدری مرا از عز و چز درآورد، انقدری آب روی اتش ریخت، اینقدری معما حل کرد، انقدری گره باز کرد، انقدری خدا خیرش بدهد که ....
گفت انتخاب کن!
لذت گناه را! یا لذت طاعت را! ؟
اندازه ی ارزنی برایم تکراری و شعاری و کلیشه ای نبود!
مطمئنم هر چه بود خدا خودش آمد کنار دستش، توی ذهنش، توی قلمش و به او گفت بگو....
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 12:29 توسط مهمان دنیا
|