یک بنده خدای مهمی در زندگی من چیزی گفت که هنوز دلم دارد می لرزد.... و انقدری برایم نسخه اش شفا بخش بود و انقدری مرا از عز و چز درآورد، انقدری آب روی اتش ریخت، اینقدری معما حل کرد، انقدری گره باز کرد، انقدری خدا خیرش بدهد که ....

گفت انتخاب کن!

لذت گناه را! یا لذت طاعت را! ؟

اندازه ی ارزنی برایم تکراری و شعاری و کلیشه ای نبود!

مطمئنم هر چه بود خدا خودش آمد کنار دستش، توی ذهنش، توی قلمش و به او گفت بگو....