یک همچون فردایی بوده که به اباصلت فرموده ای این باقی مانده ی ماه را اگر تقصیری داشته ای تدارک و تلافی کن.
(مثلا به من اگر می خواستی بگویی شاید می گفتی راجع به آن ها که قضاوت نا به جا داشته ای، راجع به تمام مراودات و معاشرت هایی که حقی بر گردن تو بود و تو تضییع حق کردی. مثلا کم صبری ها از یک طرف و هیجان و نوسان از سمت دیگر. اتلاف وقت و... جبران کن!)
بعد فرموده باشی که «به آنچه برایت سودمند است روی آور، و از آنچه که نفعی به تو نمی رساند بپرهیز...»
(وای چقدر فوق العاده است. قربانت شوم برای روز آخر شعبان که هیچ، برای کل روزهای من، این اطاعت امر، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. اگر هر روزم را روز آخر حساب کنم که بعدش در پیشگاه خالق، خالص ظاهر شوم، یعنی هر روز همین که شما فرموده ای.)
بسیار دعا و استغفار کن و زیاد قران بخوان و از گناهان خود به درگاه خدا توبه کن تا برای ماه رمضان خالص شده باشی.. (به قول استاد عزیزم حاج علیرضا پناهیان، برو با اصل خلقت ببند)
امانت و حقی بر گردن خود باقی نگذار و آن را ادا کن (بروم سراغ وصیت نامه )
کینه ای از مومنین در دل نداشته باش (چشم)
گناهی را که مرتکب آن بوده ای ترک کن (چه مهم)
از خدا بترس
و در نهان و آشکار بر او توکل کن... (ان شاءالله که او البته می خواهد)