من خودم را تا اینجا کشاندم با هر وسیله ای که میشد! من خودم را با همه ی کسالتم انداختم مقابل تو..

اگر دیدی توی حال کسالتم بد تا کردم، هزیان گفتم، شکسته دست و پا و دل شدم، عوارض مریضیست.. چه غیر از این می خواستی یا می خواهی ببینی! 

این منم که تصادف و تصادم کرده ام با شدیدترین و مخوف ترین و ناجورترین ها که نفس باشد! دیگر هرچه بوده شده، دیگر این منم تحویل تو!

معمولا موقع این اتفاقات با آشناترین و صاحب ترین فرد تماس می گیرند.. تماس گرفتند! دیگر خودت می دانی با مخلوق خودت! از رگ گردنش نزدیک تر بوده و هستی! سیر تا پیاز همه سوابقش را می دانی! 

تو مسئولی در اینکه بالای سرش بیایی!

وقتی آمدی با مسئولیت خودت پیگیر همه ی مسائلش باش!

این وجود پرپر شده را بردار ببر هرجا که می دانی!!!!!!!!!!!!!!!