و من دوباره خبط کرده ام، عصبانی شده ام... ای خدا چرا من این همه کم صبرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

جایی که باید عصبانی بود، نیستم!

جایی که نباید، هستم!!

خداوندا مرا از خودم بگیر

از خودم خسته ام..

حالی اش نمی شود..

خنگ تر و احمق تر از این حرفهاست..

نه بگذار بگویم...اوضاع بدتر از این حرفهاست.....

خدایا من قبلا خوبی هایی در خودم می دیدم الان اصلا نمی بینم!!

حتی ذره ای، حتی یکی!

خدایا من می ترسم!!

یک ترس واقعی که نفسم را یا تنگ می کند یا به شماره می اندازد..

خدایا نگاهی....