سلام.

- سلام. از اینورا؟ معمولاً من سراغت می آمدم!

بله. این بار من مزاحم شدم. ببخشید

-خب بفرمایید. سوژه ی جدید چه آوردی؟

نه.. برایت احساس مسئولیت و شفقت کردم. همه ی فایل هایت را بریزم توی سه تا فایل، کمی اینجا تمیز شود!

-حالت خوب است. سه تا؟؟

یک فایل هم می گذارم متفرقه. هر چه ماند همه اش را بریز توی فایل متفرقه که نگران نباشی چیز مهمی بوده باشد. حجمش هم دست خودت. فقط بذار برود توی آن فایل.

-باشه. منطقیست می پذیرم...

حیف که نباید به تو تیکه بیندازم.. وگرنه الان می گفتم تو از کی طرف عقل و منطق را گرفته ای سقراط من؟

-حالا ننداختی یعنی؟ خب بگو ببینم چه نقشه ای داری حالا؟

آهان.. خب. ببین با توجه به اوضاع احوال این برهه از عمر شریف من و تو، سه فایل عبادی، روانی و علمی برایت باز می کنم. در مورد متفرقه ها هم حتی اگر از نظرت اصل اصلند، فعلاً صحبت نکینم خب؟ برای هر کدام از این ها هم ایده، عمل، دریافت، پرداخت، خروجی مشخص می کنیم. چطور است؟

-هیچی نفهمیدم..

بقول عزیزی، خنگ کی بودی تو؟! ببین من به دلایلی تمام این ها را اینجا باز نمی کنم. شاید غرورم شاید وسواسم، نمی دانم کدامشان مانع می شوند که تمام جزییات را بنویسم. اما در مورد اولی می نویسم. 

ارتباط تنگانگ وحشتناکی با دومی دارد. اولی می گوید انسان کامل، بهترش مسلمان و مومن کامل الگوست. دومی می گوید انسان موفق، انسان در وفور هدف است... حالا بماند! با هم یک جاهایی متفاوت می شوند که کافیست یکی را به جای دیگری دنبال کنی، دقیقا سر از جای دیگر درمی آوری. مصالحشان یکیست، ولی خب... حالا میرسیم بعدا به توضیحش...

ایده من انسان کامل شهید مطهری است که اینجا دریافت هایم را می گذارم از آن.. بعد تو درگیرش شو!

- امر دیگری؟

دیوانه تو الان نمیفهمی چه می گویم.. تو هم گاهی به من بگو چشم!

-چشم!