بروم دکتر می گویم صدا خفه کن می خواهم
درونم به طرز عجیبی، توی ذهنم، توی کله ام، پر از صدا شده یک عده مفت مفت ریخته اند توی ذهن من و دم گوش من بلند بلند حرف می زنند، وسط حرف همدیگه می پرند، جواب همدیگه رو با صدای بلند و گاهی به حالت نجوای بلند می دهند، دیوانه ها روانی اند. از کجا به کجا می پرند... از یک جاهای خیلی خوب به یک جاهای خیلی مخوف، حالی به حالی هم هستند دیوانه ها. گاهی فکر می کنم صدایشان را ضبط کرده اند. چطور ممکن است بی امان این همه حرف بزنند.
ظاهرا کمی برای به فکر افتادن دیر شده است
با این حال باز هم طلسم شده دکتر رفتن من
لعنتی ها.............
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۸ ساعت 13:2 توسط مهمان دنیا
|