خدایا من از دیروز بایت این بنده ی تو که هر سری توی دانشگاه حال مرا می گیرد بطور جدی نزد خودت شکایت می آورم.

هر چه باز هم فکر می کنم به نتیجه نمی رسم

تنگ نظری و خودخواهی

دروغ و با پنبه سر بریدن

دنبال نخود سیاه فرستادن و پیچوندن

هیچکدام ازین ها را درک نمی کنم. یعنی اساسی مرا میریزد بهم. بخصوص وقتی به علتش فکر می کنم و به نتیجه نمی رسم.

خیلی آزار دهده است

بی زحمت خودت یک فکری بکن. تا من دوباره خنگی در پیش نگرفتم و فیلم یاد هندوستان نیفتاده است