خب من هم دنبال نوعی خلوتی ام از جنس تمیزش...
دنبال تنهایی نیستم، نمی خواهم باشم.
می خواهم گنجایش پیدا کنم، ظرفیت... متراژ خیلی کم نفس کشیدنم را سخت کرده، خاصیت چسبندگی ام را نمی خواهم، چقدر دلم می خواهد به هیچ جا گیر نکنم، گره نخورم!
این روزها از سنجاق، منگنه، گیره لباس، چسب، گره، از همه ی این ها بیزارم...
دوست دارم هیچ چیز به هیچ چیز وصل نشود....
دل من به یاد تو وصل باشد و دیگر هیچ....
خودم را از زمین بلند می کنم
می برم روی پشت بام
بعد می تکانمش توی هوا
من بمانم و یک حجم خلوتی از اکسیژن!
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۸ ساعت 10:0 توسط مهمان دنیا
|