خدای عزیزم علیرغم تمام بی معرفتی هایم دوست دارم ذره ای نشانت دهم واقعا که چقدر دوستت دارم... با اینکه در حال و روز مزخرفی هستم ولی دلم می خواهد نشانت دهم چقدر برایم عزیزی. راست گفته ام ته دلم صادقانه رو به تو کردم و دلم قنج می رود برای بیشتر داشتنت، نزدیک تر شدنت...
می دانم و مثل روز روشن است که کنارم بوده ای و این روزها بیشتر هم هوایم را داری. دلم نمی خواهد دست از پا خطا کنم در این امتحانی که پیش پایم گذاشته ای آن هم با کلی ارفاق و بخشش و اغماض و...
تو به من این سالها خوب خیلی خوب نشان داده ای که هیچ وقت قدرت اصلی و توانمان از آن خودمان نبوده. من حتی به اشتباه فکر می کردم این خودمان هستیم که داریم چیزی را درست می کنیم.
پس خیالم راحت است که این بار هم تو می خواهی نگذاری خبط و خطای بنده ات به گوش فرشته ها برسد و پشت بندش تجدید خاطره شود که گفتند چرا می آفرینی شان؟ این ها که...
تو خودت همه چیز را کنار هم چیده ای، می چینی، من این وسط فقط در بهت این مدیریت کردن تو به سر می برم.. چقدر تو عجیب و دقیق و توانا و پر احساس و عادل و ماهی!
خدای عزیزم خوشحالم که در این امتحان توانستم با تو ماجراها داشته باشم. از باید و نبایدهایت مزه مزه کنم، برای دیدنت چشمانم را بمالم و ببینم که هستی که انگار چشمانم سویش را باید به بهاهایی بدست آورد ان شالله....
این را هم به دست قدرت خودت به خیر آن بنده ات رقم بزن. من به راحتی و به سختی خودم را کنار می کشم و بایت بودن بدون خطای این بنده علیرغم خطاهای خودم از تو ممنونم ولی فقط به یک شرط... ببخشید البته.
تمنایت می کنم ذره ای تزلزل و تنش و اذیت در آن دیگری ایجاد نشود.. ذره ای ها.. یعنی راضی نیستم ها.. اگر آن دنیا فهمیدم که اذیت شده شاکی می شوم ها... تسلیم مطلق و محکمش کن چوری که خودش هم نفهمد چطوری انقدر عاقل و بالغ و توجیه و قانع شده است.
خدایا هر وقت شرطم را قبول کردی کلامم را بدست گیر و خودت در کلامم نفوذ کن... ما که از خود هز چه دیده ایم خراب کردن بوده تو آبادمان کن... تو جلوی خرابی ها را بگیر...