چند وقتی بود سراغش نرفته بودم. حالم را بد می کند مثلا یعنی می روم که حالم را خوب کند...

موسیقی را می گویم! خیلی در موردش حرف دارم... ولی مجال گفتن ندارم... 

چقدر گول زدنی داریم دورمان...

یاد پستونک بچه ها می افتم که هیجوقت دلم نمی خواسته حداقل بچه خودم استفاده کند... یعنی چی... این همه آرواره هایش را برای چی تکان بدهد. باشه بابا قبول... بچه آرام می شود....مادر راحت می شود...!

موسیقی هم مثلا می خواهد آدم را آرام کند والا من یکی را که با خودش برمی دارد می برد یک جاهای خیلی دوری.. بعد هم من را همانجا رها می کند...جا می گذارد نامرد... خیلی بدی موسیقی... خیلی بدی شعر، خیلی بدیییییییییییید!!!!