تمرین آری اما صحیح
تمرین کردن خیلی چیز خوبیست فقط مشکل این جاست که نباید ذره ای به درستی آن شک داشته باشم. همین است که گاهی نمی گذارد گوش بدهیم چه می گویی. نه؟
مثلاً همین قضیه ی امید و امیدواری که من نمی توانم با آن خوب کنار بیایم. خیلی وقتها هم که می خواهم تمرین کنم شک می کنم که آیا واقعاً جای امیدواری هست که من امید داشته باشم؟ و خب متأسفانه اغلب جوابم منفی است و نمی توانم قرص و محکم امیدوار باشم.
اکثراً محکومم کرده اند در این مورد و کارم را غلط می دانند ولی به نظر همین اکثریت هم شک دارم. می ماند تو و پیام آورانت که باز گفته اید امید باید و نا امیدی نباید. اینجا دیگر چرا عقب می کشم؟ پیچ و خم چرایی اش خیلی زیاد است. یکی اینکه هر کسی چند مرده حلاج بودن خود را می داند. دو اینکه اگر امید بستمو دست آخر دیدم که بیخود بوده است چی که احتمالش هم زیاد است. سه اینکه با امیدواری اینقدر انس ندارم که با..
مرض بدی گرفته ام. ق معمول می آیم پیش تو. ناگفته هایم را هم می دانی برایم نسخه بنویسو بده به قلبم به عقلم و به نگاهم. ممنون