آماده ای؟ می خواهم در مورد موضوع جدی و بسیار مهم و حساسی حرف بزنم. اگر آمادگی اش را نداری، که تصور کنی، که تامل کنی، که توقف کنی، اصلا نشنو! ....
...
....
......
آماده شدی؟؟
شوخی نکردم.. تعارف هم ندارم...
اگر نمی توانی توقف کنی و به حرفی که می زنم فکر کنی، نخوان!
چقدر به قیافه ی فیک رفتارها و فکرهایت عادت کرده ای؟ چقدر باطن اصلی و واقعی شان را نقاشی کرده ای.. بله در حد طراحی کردن قیافه ی واقعی هم قبول است...
منظورم را گرفتی؟
عادت نکن به آنچه می کنی و نمی کنی.. حداقل تصور کن قیافه اصلی اش را..
تجسم اعمال، موضوع بسیار جدی و حیاتی و مهمیست. این ظاهرهای فیک، قیافه ی اصلی دارند.. الان توی همین دنیا گفتم؛ که وقتی آن دنیا با قیافه های اصلی شان روبرو شدی و تک تکشان را زندگی کردی، وحشت نکنی..شوک نشوی. قفل نکنی. آب نشوی. ویران نشوی...
با نقاشیِ باطن اعمالت، این تمرین را شروع کن..
به عنوان یک هنرجوی نقاشی مثلا به تو می گویند اگر بخواهی خشم را بکشی چی و چطور موجودی می کشی؟ طعنه زدن، کتمان کردن، حسادت، بی تفاوتی، خودخواهی، خودنمایی، دروغ، کینه، مردم آزاری، ظلم... نمی دانم هر چه.... چه می کشی؟؟؟ چطور می کشی؟
قلم طراحی ات با آن همه قابلیت در سایه روشن زدن در چه حد قابلیت رونمایی یا به تصویر کشیدن طبیعی اعمالت را دارد؟
تلاش کن... می دانی چرا اصرار دارم که تصور کنی؟ چون تخیل نیست!
تو با باطن اعمالت دیر یا زود روبرو می شوی..
من می دانم که نوع انسان طاقت روبرو شدن با تصویر واقعی اعمالش را ندارد.. به شدت تکان دهنده است.
هرکار می توانی برایش بکن.. طراحی کن...شبیه سازی کن.. تصور کن.... اصلا تخیل کن... بهتر از همه قبل از همه ی فعل و قول و فکرت، توقف کن، بعد با جزییات و وسواس تجسم کن، حالا اگر طاقتش را داری که به واقعی ترین شکل ممکن با تمام پوست و گوشتت زندگی اش کنی، انتخابش کن...
می دانم عزیزم دنیا سخت است. ولی تو انسانی. یک ابر سازه ی فوق پیشرفته با کلی قابلیت و آپشن مادی و غیر مادی!
پی نوشت: بعضی تصویرها در قرآن کشیده شده است. تو بخوان و از رویش بکش!