X
تبلیغات
رزمگاه کماندو ایران

رزمگاه کماندو ایران

فنون رزمی

واژگان پارسی کماندو

          این نام‌هابرگرفته از زبان پارسی اصیل است. از آ‌ن‌ها می‌توان به: آدرم (به معنی سلاح سرد است که به رزم‌افزارهای سرد طراحی شده در این رشته گفته می‌شود)، پیشداد (به معنی آغاز حرکت و نخستین تلاش با آوا می‌باشد که در آغاز تمرینات و آموزش‌ها انجام می‌گیرد)، فرجام (به معنی پایان کار که پس از پایان آموزش‌ها به صورت منظم با آوای یاد انجام می‌پذیرد)، یاد (به معنی یاد و درس و خاطره است و در این رشته که در آغاز و فرجام کارها استفاده می‌شود و از نظر معنی وارستگی نیز یاد مخفف یاد می‌کنیم به نیکی خدای را که با یاد او دل‌ها آرام گیرد می‌باشد.)، درود (به معنی درست و درستی است که در احترام‌ها و تایید سخنان مربی و استاد از آن استفاده می‌شود. هر هنرجوی این رشته با ورود به جایگاه تمرین و یا حضور در خدمت استاد با گفتن درود و هنگام خروج واژه بدرود احترام خویش را نمایان می‌سازد) شین پا (مخفف نشستن روی پا یا حرکات ایستادن‌ها است که بخشی از فنون گسسته رشته کماندو است) آسای (مخفف بیاسای به معنای استراحت نما یا نفس بگیرید است که در هنگام استراحت در زمان تمرین و یا آزاد بودن استفاده می‌شود)، آموده (به معنی آراسته و پیراسته در زبان پارسی است که واژه آماده نیز همان است واژه آموده ایستادن رسمی و آغاز حرکتهای رزمی این رشته است) و...اشاره کرد.
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 13:16  توسط عباس سخایی  | 

خروش رود سرود جنگل

نویسنده : قسمت اول استاد عبدالحميد باقريان جمناني(يکيتا)
خروش رود برخي هنگام به آرامي نجوا مي کرد و در زماني هم فرياد بر مي آورد اما حرکت گاهي راست و گاهي پيچ در پيچ آن زمزمه هاي جانانه اي سر مي داد و هميشه ميرفت و مي رود تا رود باقي بماند نه مرداب و ساکت که رفتن رود سرود جنگل و سبزه زار را به همراه آوردسرودي که آوازي از گفتن و خواستن در مسيري از ياد آوري سبزه زاران در کوير را سرداده و باآوايي نه چندان شنوا اما گيرا در واقعيت و شيوا در حقيقت که نمايشي از آزادگي و آبادي را آشکار مي کند. رود مي رود  با خروش طبيعي اش که نشانه اي از آب هاي زلا ل و روان را نمايان مي سازد و در اين حرکت بي توقف خود مي گويد آن چه ديده و مي نگرد و مي شنود آن چه از گفته هاي خود پاسخي از جنگل پر سر و راز که گه باحسرت و گه با غيرت سخن عاشقان سرزمين سبز است. خروش رود اين بار از خود اوست از جواناني که همچون رودهاي زلا ل در حرکتند و به پيش مي روند. مگر آن که موانعي همچون سنگ هاي سخت يا درختان افتاده در مسيرش وجود داشته باشد شايد هم مسير حرکت منحرف شود و در مکانهايي روند که باتلا ق يا مرداب را ايجاد نمايد رود مي بيند که در مسير حرکت خود اگر به صورت منظم و برنامه مشخص نرود چه عواقبي به همراه خواهد داشت، آيا به راستي نوجوانان و جوانان هم به همين گونه هستند که اگر از مسير درست منحرف شوند به باتلا ق و مرداب تبديل ميشوند يا در آن فرو مي روند. اين جاست که سرود جنگل شنيدني است که همراه با وزش بادهاي سالم از شباهت مسير حرکت نسل جوان با خروش و حرکت رود مي گويد و چه زيبا و دلنشين است که سرود جنگل را به درستي بشنويم و سرود او اين گونه است که جوان همچون رودي زلا ل و پاک است که خواستار حرکت و جنبش و تحرک است و اگر جلوي حرکت او گرفته شود يا موانعي ايجاد گردد چه بسا از مسير منحرف شده و به باتلا ق هاي سخت و مشکل کشيده مي شود. اما چنان چه سخنان، افکار و نوآوري هاي او شنيده شود و به بهترين ها بها داده شود چه زيبا مسير راهنمايي را خواهد ديد و در احساس خود مي پذيرد آن چه نيکان پذيرفته اند و با خروش شايسته استعدادهاي خود را نمايان خواهد ساخت. جنگل همچنان اين سرود را مي خواند که جواني بهترين زمان عمر هر انسان است و يکبار هم براي هر فردي اين زمان مي آيد که برگشتني نيست و چه زيباست که به خلوص و صداقت اين آب هاي زلا ل بها داده شود و از گل آلود کردن آن جلوگيري شود که رود را با خروش و حرکتش مي شناسند و گرنه همچون مرداب يا باتلا قي نخواهد بود. و خروش رود با سرود جنگل هماهنگ شد که همه بايد اين واقعيت را بپذيرند که جوان به دنبال ابتکار، نوآوري همراه با جنبش و تحرک است. مبادا اين جوانه هاي نو رويش را از رويش و رشد صحيح محروم نماييم که فردا پشيماني سخت را به همراه خواهد داشت و پايان سرود سبز جنگل اين بود که واقعيت ها را پذيرا باشيم چه برايمان تلخ يا شيرين باشد که پذيرش واقعيت هاي موجود نشان از شهامت و جرئت دارد.
رود با خروش مي رود تا سرود جنگل شنيده شود و اين بار……..
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 0:50  توسط عباس سخایی  | 

نویسنده استاد عبدالحمید باقریان جمنانی(یکیتا)

استاد یکیتاقسمت دوم: 

رود با خروش مي رود تا سرود جنگل شنيده شود و اين بار در کنار مسير حرکت خود مي بيند آنچه گروهي هنگامه اي را تشکيل دادند تا خوان کوچکي در کنار رود جاري بگسترانند و نعمتي از عرش بر روي فرش بجويند.
خروش رود سروش چند جوان را مي شنود آنان که پارچه اي به پاکي رويه هاي سفيد را سفره کردند و بر روي خاک پاک سرزمين آبا و اجدادي شان پهن کردند تا در زير آسمان نيلگون اين ديار و بر روي قطعه اي از سبزه زار هستي روزي پاکيزه خورند و از آب چشمه زلا ل نزديکشان بياشامند. رود همه رنگهاي نهاد پاک را مي بيند او سنگ سخت و خارا را در گوشه اي از قطعه سبز مي نگرد که در نزديکي آن چند درخت برافراشته است. رود مي بيند همه رنگها و نقش ها را و انگار حس مي کند نرمي ها و سختي ها را و در اين نگرش و احساس، وجود خود را آماده تر مي نمايد تا بيشتر ببيند که اين نشستگان دور سفره چه خواهند گفت و چه کرداري به انجام خواهند رساند.
فرجام انتظار سر مي رسد و آنها مي نشينند اما در نشستن آنها هم انتظاري نهفته است که بايد شکيبا بود وحالشان را نظاره گر بود. صبر رود براي شنيدن و ديدن زماني به پايان نزديک مي شود که خورشيد هم در حال رفتن است و شامگاه نويد آمدن سر مي دهد. رود همچنان در انتظار است تا پاسخ خود را بگيرد بيآنکه از خروش خود بکاهد ناگاه جوانان نشسته بر پيرامون سفره سفيد، روي به آسمان مي نمايند و گاهي با نجوا و گاهي با تکان دادن لب هايشان واژه هايي مي گويند که بسان نيايش است. آنها در زير آسماني که رفته رفته درخشش ستاره هايش نمايان تر و روشن تر مي شود و با ديدن نور ماه زيباتر و خواستني تر مي گردد سر به آسمان بر روي قطعه اي از خاک ايران نشسته و با سر دادن آوايي نيک که به ياد والا  و ذکر مولا  مزين است دست به آب و نان مي برند و در پايان هم زيباترين سروش را که همانا سپاس به درگاه پروردگار بود زمزمه کردند و ياد بزرگان نمودند.
اگر رود خود مجموعه اي از آبهاي روان نبود بي گمان اشک مي ريخت و اگر توان ماندن داشت بي خيال رفتن مي شد اما ديد و شنيد وحس کرد و به همراه خود مي برد تا به جنگل سبز برساند در اين گذر رفتن خروش خود را بي محابا افزون کرد و به زمزمه هاي زيبايي آن را  آراست که به راستي اينان جواناني از سرزمين ايران هستند و انگار که با زبان خواستن، دهان روزه خود را گشودند و باز نمودند با گشايشي که ياد خدا را به همراه داشت و باز نمودني که همراه با نيايش پروردگار يکتا بود.
رود رفت اين خروش خود را به هم آميخت و به جنگل سبز و سبزه زاران پيرامون درختان آراسته که با وزش هر نسيم و بادي ستايش ايزد توانا را آرام آرام با تکان برگ و شاخه هايشان زمزمه مي کردند رساند و نشان داد آن چه ديده و شنيده بود و با خروش زيبايش احساس کرده بود.
در اين جا بود که جنگل سبز با سرودي زيبا پاسخ داد و آوايي از نشان داران بي نشان سرزمين سبز سر داد.
آري در هرجاي اين مرز و بوم چه در ظاهر و آشکار و چه در باطن و پنهان، فرهنگ والا يي نهفته است که نشاني از آداب نيک مردمان اين ديار را نمايان مي کند هم در باختر و خاور هم در شمال و جنوب با افتخاري از پيشينه غني تاريخي هم آوايند.
پيشينه اي که سرشار از درستي بيان و پاکيزگي زبان است. آناني که نه از نيايش خسته و نه از ستايش رسته مي گردند، آناني که پاکي گفتارشان در نيکي کردارشان آميخته است. آناني که در داشتن، ياد والا  سر مي دهند و در نداشتن، شکيبا يي پيشه مي کنند.
آناني که واژه هاي شيوا را در گفتار زيبا سر داده و مي دهند و ما اينک نظاره گريم آن چه برخي به فراموشي گراييد و پاره اي به خاموشي مي رود و چه زيبا ست که ارج نهيم اين حقيقت تاريخي  سرزمين مان را و درود فرستيم به فرهنگ غني ايراني مان که با فرهنگ والا ي آيين آسماني زينت يافت که مردمان اين سرزمين سبز سپاسگزاران نعمت هاي خداوند و ستايشگران مهر بي انتهاي پروردگار ند و چه زيباتر که بهره جوييم وبه نيکي بيابيم سرافرازي هر دو سرا را در خواندن کردگار بي همتا در آغاز و سپاس آن روزي دهنده توانا در فرجام که ياد آوري نيک يادگاران طريق ياد والا ست.
   جنگل سبز اين سرود خود را اين گونه ادامه داد که فرهنگ اين سرزمين سبز چه در خوردن و آشاميدن و چه در رفتن و ايستادن و هم در کوشيدن و انديشيدن داراي آداب و رسوم نيک و شايسته است که در زير و روي خاک پا ک و هم در ستون هاي بر افراشته و سنگ نبشته ها، آثارش براي هر خواهنده و جوينده اي آشکار و نمايان است.
رود با خروش خود مي رود تا باز هم به جنگل سر سبزي رسد که خروش رود چه زيباست وسرود جنگل زيباتر و اين بار....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 16:8  توسط عباس سخایی  | 

فنون رزمی

فنون کماندو دارای ضربه های نمایشی زیبا و حرکات

 ژیمناستیک٬ پرتابی وکوبشی٬قفل مفاصل٬سلاح های سرد

٬ضربات دست و پاکاربردی درمبارزات کاملا آزاد٬دفاع شخصی

 پیشرفته٬آموزشهای ویژه کماندو٬صخره و کوهنوردی وشنا

 در دریاو... میباشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 12:41  توسط عباس سخایی  | 

مسابقات رزم و توان

مسابقه رزم و توان معمولا در ۲۴ مرداد ماه انجام می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 12:55  توسط عباس سخایی  | 

رزمگاه کماندو ایران

جایگاهی در شمال کشور ایران در منطقه ای به نام سوادکوه(بالا زیراب)مرکز هنر رزمی کماندو می باشد.
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 19:51  توسط عباس سخایی  |